جامی جهانی پر از اشک، لبخند و خاطره

بسم الله الرحمن الرحیم 

اگر از بحثهای مربوط به توطئه و توهم توطئه و ورزش سیاسی و سیاست ورزشی و این حرفها بگذریم و به آن نخواهیم که اعتنا بکنیم؛ هر گونه مسابقه و رقابت ورزشی در ذات خودش، توی جامعه ایجاد شور و نشاط می کند. هنوز هیجان و شادی و خاطره ی مسابقه ی ایران و استرالیا و ایران و امریکا در اذهان ما باقی است و من امیدوارم این مسابقات هم بتواند چنین خاطره ای در ذهن ما به یادگار بگذارد.

جام جهانی 2014 برزیل 

اگر می شود تیمی مثل اسپانیا را که مدافع عنوان قهرمانی بود در همین دور اول از دور رقابتها به کنار زد و به خانه فرستاد، حتما هم می شود که از آرژانتین امتیاز گرفت من که خوشبین هستم و جسارت به خرج داده و می گویم که حتا می شود از آرژانتین برد!  

جام جهانی 2014 برزیل و تیم ملی فوتبال   

باور کنید اگر این بچه ها را رها کنند که بازی طبیعی خود را بکنند و آنها را به ضد فوتبال فرا نخوانند و به دفاع صرف وادار نکنند می توان شگفتی خلق کرد و از مقابل بازی با آرژانتین پیروز بیرون آمد. 

بله با نیجریه مساوی کردیم و اگر آرژانتین را بتوانیم ببریم، می توانیم خودمان را حتا در فینال و در پای قهرمانی ببینیم. باور کنید شدنی است. فقط باید بچه ها به این باور برسند.

داعش برآورنده اهداف انگلستان و اسرائیل

بسم الله الرحمن الرحیم

همه ی کشورها به دنبال منافع خود هستند و دنیا دنیای رقابت بر سر منافع است. دیپلماسی یعنی چانه زنی از طریق مذاکره برای کسب منافع بیشتر، به شرط آنکه مخل منافع دیگران نشود. اما بعضی از کشورها، به خاطر خوی استکباری و سابقه ی استعماری خود، حاضر به مذاکره بر سر منافع مشترک با هیچ کس نیستند و از هر وسیله ای برای ضربه زدن به دیگران استفاده می کنند. آنها در دوره ی استعمار به این روش خون ملتها را مکیدند و دست کشیدن از این روش برایشان آسان نیست، مثلا آیا می دانید که یک ششم خزانه ی بریتانیای کبیر، به قیمت معتاد کردن 6 میلیون چینی به تریاک به دست می آمد و جنگ تریاک بر این کشور تحمیل شد، چون می خواست جلوی ورود و فروش تریاک را در کشور چین بگیرد؟ تجار و دولت انگلستان چین را بازار خوبی برای تریاک حاصل از کشت خشخاش در هند تشخیص داده بودند. بگذریم از اینکه خود کشت خشخاش در هند، چه به حال و روز مردم بیچاره ی هند آورد و تازه دو دهه بعد از شکست چین و تحمیل ظالمانه ترین شرایط به این کشور، چه شورشهایی که در سراسر چین صورت نگرفت و چقدر آدم که کشته شدند و ..و اصولا چرخ صنعتی انگلستان و سپس بقیه ی کشورهای صنعتی به قیمت بدبختی، فقر و تیره روزی تمام ملتهای کشورهای مستعمره در هندوستان و چین و مصر و سرتاسر افریقا...به گردش در می امد و فقط در خود امریکا بعد از قتل عام نهایی سرخپوستان و براندازی تمدن درخشان اینکاها و از بین بردن مایاهایی که در این سرزمین زندگی می کردند، هنوز که هنوز است از کشف امریکا سخن به میان می آورند و از کریستف کلمب به عنوان اولین انسانی که پا بر روی سرزمین امریکا گذاشت، نام می برند، تو گویی میلیونها میلیون انسانی که در این قاره زندگی میکردند اصلا انسان نبودند و باید هم مانند حیوانات کشته می شدند و بعد هم مهاجرین جانی و ددمنش ساکن در امریکا، از طریق به بردگی کشیدن چهار و نیم میلیون نفر از سیاهپوستان افریقا، بنیان کشوری را گذاشتند که امروز داعیه دار دمکراسی و حقوق بشر شده است و مانند اوست، استعمار فرانسه، که با تعیین مالیات سنگین در مصر آنچنان قحطی به وجود آورد که در تاریخ ثبت شده است که مردم بیچاره ی مصر ناچار می شدند بچه های مرده ی خود را بخورند تا زنده بمانند!  

جنگ جهانی دوم بمب افکن بر فراز اهرام مصر 

و متاسفانه این بدیهیات تاریخی گویا فراموش شده است که امروز، عده ای چشم و گوش بسته، تمام پیشرفتهای تکنولوژیک غرب را فقط مرهون خارج شدن از زیر یوغ کلیسا و به پستو راندن دین می دانند و به ناچار به آنها باید گفت که خود رنسانس اولا میوه خوار تمدن اسلامی پیش از خود بود و علاوه بر آن ماحصل رنسانس اگر ایجاد پیشرفت و توسعه و انقلابهای صنعتی بود، عصر استعمار را هم پدید آورد و جامعه ی جهانی را درگیر دو جنگ جهانی خانمان سوز هم کرد که، در جنگ جهانی اول ده میلیون نفر و در جنگ جهانی دوم پنجاه شصت میلیون نفر انسان کشته شدند و تعداد بیشماری از سراسر دنیا هم مجروح، معلول و آواره و بدبخت شدند؛ چون قدرتهای بزرگ در تقسیم دنیا نتوانسته بودند به توافق برسند! اگر از بمب اتمی هیروشیما و ناکازاکی بگذریم که 200 هزار نفر را در ثانیه ی اول کشت و همه از آن مطلع هستند، اما هرگز خبر دار نمی شویم که در حمله نظامی استراتژیک به شهر درسدن آلمان، در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، 1300 بمب­ افکن نیروی هوایی بریتانیا و ایالات متحده، بیش از 3900 تن بمب و مواد آتش­ زا بر روی شهر رها کردند و 600 هزار نفر زنده زنده در آتش سوختند. چرا حمله ای با چنین حجم انجام شد؟ چرا سعی می شود تلفات این حادثه کمتر از واقعیت جلوه داده شود؟ نقش چرچیل و روزولت دراین میان چه بود؟ چرا در دادگاه نورنبرگ نامی از درسدن به میان نیامد؟ و البته از آنچه در کتاب قحطی بزرگ ایران هم گفته می شود کسی جایی حرفی نمی زند. بله در این کتاب گفته شده در ایران هم با وجود اعلام بیطرفی بر اثر قحطی که انگلستان بوجود آورد 40% مردم ایران بر اثر گرسنگی و بیماری مردند و این یعنی جمعیتی برابر با نه و نیم میلیون نفر ایرانی مرده اند که رقمی برابر با کل کشته های جنگ جهانی اول است! دلیلش هم این بوده که انگلستان منافعش حکم نمی کرده که به مردم ایران غذا برسد!

+ داناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامی انگلستان و نماینده سیاسی آن دولت در غرب ایران درسالهای 1918 و 1919 درباره قحطی درغرب ایران اینگونه می نویسد:
” اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده اند و یا ریشه هایی که از مزارع در آورده اندبه چشم می خورد؛ با این علفها می خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. در جایی دیگر، پابرهنه ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست و پا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می شد می خزید و در حالی که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می کرد…”.
مرحوم محمد علی جمالزاده تلفات وحشتناک شیراز را این طور روایت می کند:
“جنگ اول جهانی در آستانه اتمام بود[ پائیز 1918] که در دل شبی تاریک و هولناک سه سوار ترسناک که هر کدام شمشیر و شلاقی به بر داشتند به آرامی از دیوارهای شهر عبور کردند و به آن واردشدند. یک سوار نامش” قحطی” دیگری” آنفلوانزای اسپانیایی” و آخری” وبا “بود. طبقات فقیر، پیر و جوان، همچون برگ پائیزی در برابر حمله این سواران بی رحم فرو میریختند. هیچ غذایی پیدا نمی شد، مردم مجبور بودند هرچه را که می توانستند بجوند وبخورند. به زودی گربه و سگ و کلاغ را نمی شد یافت. حتی موش ها نسلشان بر افتاده بود. برگ، علف و ریشه گیاه را مانند نان و گوشت معامله می کردند. در هر گوشه وکنار، اجساد مردگان بی کس و کار پراکنده بود. بعد از مدتی مردم به خوردن گوشت مردگان روی آوردند..." 

امروز هم در جای جای دنیا این کشورها از دست اندازی به منافع کشورهای دیگر دست نمی کشند و با ارسال سلاح و ایجاد جنگهای قومی قبیله ای و یا فرقه ای و مذهبی، سعی می کنند منافعی بدست آورند هر چند این منافع به قیمت کشته شدن میلیونها نفر به دست آید. دولت اسلامی عراق و شام [قبلا نوشته بودم دولت اسلامی سوریه و عراق] موسوم به داعش که امروز شاهدش هستیم متشکل از گروههای تروریستی است که به تازگی فاش شده که توسط انگلستان تجهیز و حمایت می شود.

سایت مشرق امروز نوشت "رولاند دوما" که وکیل و سیاستمدار سوسیالیست فرانسه و وزیر امور خارجه دولت "فرانسوا میتران" رئیس‌جمهور دهه 80 این کشور و رئیس شورای قانون اساسی فرانسه بین سال‌‌های 1995 تا 1999 بوده، گفته است. چند سال پیش که در انگلیس بودم، با مسؤولان این کشور که برخی از آنان از دوستان من هستند، دیدار کردم و این مسؤولان اعتراف کردند که درصدد زمینه‌سازی جنگ در سوریه برای تغییر حکومت این کشور عربی هستند و دولت انگلیس مصمم است افراد مسلح سوری را تجهیز کند. به علاوه به من نیز پیشنهاد و توصیه کردند که با آنها در اجرای این نقشه همکاری کنم، اما مسلم بود که من با این نقشه مخالفت کردم و درخواست آن‌ها را هم نپذیرفتم.

دوما تأکید کرد: طرح حمله به سوریه از مدت‌ها پیش از سال 2011 میلادی،‌توسط انگلیسی‌ها آماده و برنامه‌ریزی شده بود و هدف از آن نیز براندازی دولت سوریه بوده است، چرا که دولت سوریه علناً دشمنی خود را با اسرائیل در منطقه اعلام کرده بود. 

رژه ی نیروهای تروریستی داعش

و این یعنی دخالت در امور کشورها و ایجاد جنگ و خونریزی و کشتار انسانها، از سوی کشوری که داعیه دار حقوق بشر است و خواهان دموکراسی! حال اگر داعش در سوریه این همه کشتار کرده و در عراق می کند، اینها می توانند در سایتهای وابسته ی خود و در بنگاههای سخن پراکنی خود، همچون بی بی سی، اولا داعش را نه گروه تروریستی، بلکه پیکارجویان سنی بخوانند که بر علیه شیعیان می جنگند، تا به این ترتیب جنگ فرقه ای و مذهبی راه بیندازند و از دو طرف مسلمانان عده ی کثیری بمیرند، تا انگلستان و دیگر کشورهای حامی او، در بوق موج اسلام هراسی ِخود همچنان بدمند و عده ای عوام هم همچنان کشورهای غربی را داعیه دار انسان دوستی! و حقوق بشر بخوانند! و آنها نیز رذیلانه و کماکان به منافع نامشروع خود برسند.

۱۵ عکس حیرت انگیز از جنگ جهانی دوم که شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد   

اولین آیه‌ای که امام زمان (عج) بعد از ظهور می خوانند

بسم الله الرحمن الرحیم

بر اساس روایات اسلامی حضرت مهدی (عج) بعد از ظهورشان در جوار کعبه، ابتدا آیه 86 سوره هود را می خوانند: « بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین» سپس می فرمایند: « یا اهل العالم أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ». ای اهل عالم من ذخیره الهی بر روی زمین و خلیفه او و حجت او بر شما هستم‏».

امام صادق(ع) درباره اولین آیه ای که بعد از ظهور بر زبان مبارک امام زمان(عج) جاری می شود، می‌فرماید: آن زمانی که امام مهدی(ع) ظهور می‌کند، به کعبه تکیه می‌کند؛ در حالی که 313 نفر نزد او جمع شده‌اند. اولین سخن و گفته‌اش این آیه است: (بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ)؛ «آنچه خداوند برای شما باقی گزارده، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید». سپس می‌فرماید: «منم بقیة الله و من حجت خدا و خلیفه او برشمایم». پس سلام کننده‌ای بر او سلام نمی‌کند، مگر آنکه می‌گوید: السلام علیکَ یا بقیة الله فی ارضه

 بقیه الله فی ارضه

 بر مشامم می رسد هر لحظه بوی انتظار 

بر دلــــم ترســـم بماند آرزوی وصـــل یــــار

تشنه دیـــــدار یــارم ای اجــل مهلت بــده

تـا ببینم بــا دو چشــمم چـهـره زیبای یــار

میلاد منجی عالم بشریت، نوید بخش صبح امید در شب انتظار، حضرت بقیه الله العظم، امام عصر و زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف بر شما دوستان عزیز مبارک باد

 علائم ظهور پستی مربوط به تیرماه سال 91 را هم اگر خواستید از اینجا بخوانید

خودکشی از ترس مردن یا عمر جاوید!

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتیه که تحت نظر دکتر اورتوپد هستم و برای درمان بیماری نکروز دارو می خورم. آخرین باری که پیش دکتر رفتم داروی قبلی را که دوره اش تمام شده بود رو عوض کرد و به جای آن فاموتیدین تجویز کرد. از عادات همیشگی من هست که بروشور داخلی داروها را می خوانم. توی بروشور این دارو از هشدارها و مقدار مصرف و نحوه ی مصرف دارو نوشته تا مصرف در دوران بارداری و شیردهی و عوارض های احتمالی آن و عوارض جانبی این قرص..و از تداخل دارویی و مسمومیت هم نوشته و از شرایط نگهداری هم گفته، توجه کنید: 

عوارض دارویی فاموتیدین

آریتمی قلبی شامل ضربان قلب، افزایش ضربان قلب، بلوک دهلیزی – بطنی ( گیجی و کاهش سطح هوشیاری، کاهش ضربان قلب، اشکال در تنفس، خستگی و ضعف غیر معمول ) واکنشهای پوستی ( شامل راش پوستی، قرمزی پوست، تاول و خارش و ...) تب، عوارض خونی( مشکلات تنفسی، ایجاد زخمهای دهانی، کاهش پلاکت، گلبول سفید خون و ...)، هپاتیت، واکنشهای حساسیتی، ادم ناحیه صورت، لب و پلک، ائوزینوفیلی، راش پوستی، تغییر خلق و خوی ، واسکولیت، اضطراب، گیجی، هالوسیناسیون، درد عضلانی اگراتولوسیتوز( تب، گلو درد، خستگی غیر عادی و ضعف) درد مفاصل، ضعف، برنکواسپاسم، خستگی عضلانی، طپش سریع قلب

تازه گفته در صورت استمرار این عوارض نیاز به مراقبت پزشکیه:

واکنش های حساسیتی، درد شکمی، آلویسی، بی اشتهایی، یبوست، خشکی دهان، خشکی پوست، بیخوابی، تهوع، وزوز گوش، استفراغ

با خودم فکر می کردم وقتی قرصی به اندازه ی یک عدس می تونه چنین اثرات و عوارضی داشته باشه، مصرف روزانه ی انواع و اقسام خوردنی ها و نوشیدنی هایی که ما در طی عمر وارد بدن خودمون می کنیم چه اثراتی که بر ما گذاشته و یا نمیگذاره؟ و اگر کسی پیدا بشه و اینقدر راجع به ذره ذره ی اثرات هر ماده و غذای طبیعی از نباتی گرفته تا حیوانی و انواع آبها خبر داشته باشه و بدونه که چه موقع و چقدر از هر کدوم از اونها باید مصرف کنه شاید هرگز مریض نشه و شاید اصلا روزی برسه که فقط از طریق مصرف درست و به اندازه ی انواع گیاهان و جانورانی که ما حتا اسمشون رو هم نشنیدیم و نمی شناسیم، بشه بر همه ی بیماریها غلبه کرد و عمر جاوبد به دست آورد!

البته من که خوشحالم تا اون روز برسه من مردم و دیگه نیستم و راستش همیشه با خودم فکر می کردم و می کنم که مردن نعمت بزرگیه و همیشه هم در طلب این نعمت بودم! اما دو تا مطلب با خوندن این بروشور به ذهنم رسید، یکی اینکه تازه فهمیدم برای درمان یک بیماری، شاید دارم دستی دستی خودم رو مبتلا به انواع مریضی می کنم! یعنی دارم از ترس مردن، خودکشی می کنم و دوم اینکه اگر این چند روز اونقدر عوض شدم که منو نمی شناسید، بدونید که شاید از عوارض مصرف روزی یکدونه از این قرصها باشه!

تا نگویند که از یاد فراموشانند

بسم الله الرحمن الرحیم

1

موج موج خزر از سوک سیه‏پوشانند
بیشه دلگیر و گیاهان همه خاموشانند
بنگر آن جامه کبودانِ افق صبحدماندکتر محمدرضا شفیعى کدکنى
روح باغ‏اند کزین‏گونه سیه‏پوشانند
چه بهارى است خدا را که درین دشت ملال
لاله‏ها آینه خونِ سیاووشانند
آن فرو ریخته گلهاى پریشان در باد
کز مىِ جام شهادت همه مدهوشانند
نامشان زمزمه نیم‏شب مستان باد
تا نگویند که از یاد فراموشانند
گرچه زین زهر سمومى که گذشت از سر باغ
سرخ‏گلهاى بهارى همه بى‏هوشانند
باز، در مقدم خونین تو، اى روح بهار
بیشه در بیشه درختان همه آغوشانند

2

تا کجا مى‏بَرَدْ این نقش به دیوار مرا؟
تا بدانجا که فرو مى‏ماند
چشم از دیدن و لب نیز ز گفتار مرا.


لاجورد افق صبح نشابور و هرى است
که در این کاشى کوچک متراکم شده است
مى‏بَرَدْ جانب فرغانه و فرخار مرا.


گردِ خاکستر حلاج و دعاى مانى
شعله آتش کرکوى و سرود زرتشت
پوریاى ولى آن شاعر رزم و خوارزم
مى‏نمایند در این آینه رخسار مرا.


این چه حزنى است که در همهمه کاشیهاست؟
جامه مرگ سوک سیاووش به تن پوشیده است
این طنینى که سرایند خموشیها از عمق فراموشیها
و به گوش آید، از این‏گونه به تکرار مرا.


ا کجا مى‏برد این نقش به دیوار مرا؟
تا درودى به «سمرقند چو قند»
و به رود سخن رودکى آن دم که سرود:
«کس فرستاد به سرّ اندر عیار مرا»


شاخ نیلوفر مرو است گه زادن مهر
کز دل شطِ روان شنها
مى‏کند جلوه، ازین گونه به دیدار مرا


سبزى سرو قد افراشته کاشمر است
کز نهان سوى قرون
مى‏شود در نظر این لحظه پدیدار مرا.


چشم آن «آهوى سرگشته کوهى» است هنوز
که نگه مى‏کند از آن سوىِ اعصار مرا
بوته‏ى گندم روییده بر آن بام سفال
بادآورده آن خرمن آتش‏زده است
که به یاد آورد از فتنه تاتار مرا.


نقش اسلیمى آن طاق‏نماهاى بلند
و آجر صیقلىِ سر درِ ایوان بزرگ
مى‏شود بر سر، چون صاعقه آوار مرا
و آن کتیبه که بر آن نام کس از سلسله‏اى
نیست پیدا و خبر مى‏دهد از سلسله کار مرا.


کیمیا کارى و دستان کدامین دستان
گسترانیده شکوهى به موازات ابد
روى آن پنجره با زینت عریانیهاش
که گذر مى‏دهد از روزنِ اسرار مرا.


عجبا کز گذر کاشى این مزگِتِ پیر
هوسِ «کوى مغان است دگر بار مرا»
گرچه بس ناژوىِ واژونه در آن حاشیه‏اش
مى‏نماید به نظر
پیکر مزدک و آن باغ نگون‏سار مرا


در فضایى که مکان گم شده از وسعت آن
مى‏روم سوى قرونى که زمان برده ز یاد
گویى از شهپر جبرییل در آویخته‏ام
یا که سیمرغ گرفته است به منقار مرا


تا کجا مى‏برد این نقش به دیوار مرا
تا بدانجا که فرو مى‏ماند
چشم از دیدن و لب نیز ز گفتار مرا

دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى